
حديث1
امام حسين (ع) : چگونه با چيزي كه خود در وجودش نيازمند توست ، براي وجود تو دليل آورده شود؟ آيا چيزي هست كه آشكارتر از تو باشد تا وسيله آشكار كردن تو باشد؟ كي پنهاني تا نيازمند دليلي باشي كه بر تو دلالت كند؟ و كي دوري تا آثارت وسيله رسيدن به تو باشند؟ كور باد آن چشمي كه تو را مراقب و نگهبان خود نبيند.
كيف يستدل عليك بما هو في وجوده مفتقر إليك ؟ أ يكون لغيرك من الظهور ما ليس لك حتي يكون هو المظهر لك ؟ متي غبت حتي تحتاج إلي دليل يدل عليك ؟ و متي بعدت حتي تكون الَثار هي التي توصل إليك ؟ عميت عين لا تراك عليها رقيبا...
دعاي عرفه ، بحار الانوار، ج 98، ص 226
حديث2
امام حسين (ع) : چه دارد آن كس كه تو را ندارد؟ و چه ندارد آن كه تو را دارد؟ آن كس كه به جاي تو چيز ديگري را پسندد و به آن راضي شود، مسلما زيان كرده است .
ماذا وجد من فقدك ؟ و ما الذي فقد من وجدك ؟ لقد خاب من رضي دونك بدلا.
دعاي عرفه ، بحار الانوار، ج 98، ص 228
حديث3
امام حسين (ع) : كساني كه رضايت مخلوق را به بهاي غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق .
مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 239